چه آرام و بی صدا می سوزد

» چه آرام و بی صدا می سوزد

چه آرام و بی صدا می سوزد مانند دل


آرام و بی صدا می سوزد با یک شعله ی کوچک روشن می شود و آرام تا آخرین قطره می سوزد

گویا فقط برای سوختن ساخته شده است و پروانه ای که دورش بچرخد و دلداری اش بدهد

اما پروانه هم طاقتش تمام می شود و رهایش می کند

و او تنهای تنها بدون صدا می سوزد و تا شعله ای نزدیکش نرود نمی سوزد.


سوختنش زمانی آغاز می شود که شعله ای خود را به او نزدیک کند

و باد می تواند سوختن او را متوقف کند اما نه برای همیشه

او ساخته شده است که سوخته شود و بسوزد

پس باد فقط می تواند برای مدتی کوتاه و موقتی سوختن او را متوقف کند

و باز دوباره شعله ای دیگر تمام سوزهای دلش را به او منتقل می کند

و او با جان و دل تمام سوز شعله را می گیرد و آرام می سوزد

و کسی نیست سوز دل او را بگیرد. دلم به سوختن ها ساخته است.


چگونه بی صدا می سوزد چگونه تنها می سوزد و تمام می شود

روز یا شب برای او فرقی ندارد

او سوختن را انتخاب کرده یا او را محکوم به سوختن کرده اند؟


روز هم تاریک است روشنایی شب با نور او زیباتر است

می سوزد و می درخشد و روشن می کند مانند برخی دل ها

یک شعله یک سوز یک دل 

تگ ها :   سوختن شعله سوز
آخرین مطالب این وبلاگ