خالی کردن ذهن از فکر و خیال

» خالی کردن ذهن از فکر و خیال

این همه فکر و خیال از کجا وارد ذهنم شدند؟


حالا باز وقت خالی کردن درونم رسیده خالی کردن درونم از استرس ها و فکرهای مسموم

یه درون پرتلاطم خیلی شلوغ که هیچ چیزی سرجای خودش قرار نگرفته.

از بی قراری هام بگم یا از ترس و تشویش هایی که دارم

یا از لذتهایی که هنوز بهشون نرسیدم

یا از معنا و مفهوم زندگی که هر روز عوض میشه.

چطوره با خاطراتم شروع کنم

خاطرات تلخ یا خاطرات شیرینی که حالا تلخ شدند

چون دیگه تموم شدند و امکان دوباره ساختن همون خاطره با همون

شرایط قبلی خیلی کمه یا اصلا امکانش وجود نداره.

از برنامه ها و نقشه هایی که هر روز برای آینده و فردا می کشم

و هنوز اجرا نکردمشون بگم؟

یا از سردرگمی که در زمان حال و اکنون دارم؟


قطره قطره از فکر و خیال و استرس و همه چیز روح و درونم پر میشه و راه و روزنه ای نیست که این قطره ها را خالی کنم و آخر شب یا آخر هفته درونم یه سنگینی عجیبی رو حس می کنم.


یه سنگینی که مجبور میشم تا مسیر طولانی رو پیاده روی کنم تا یه کم از سنگینی قطره های ذهنم کم بشه قدم می زنم گاهی وقتا با خودم شعر و دکلمه ای زمزمه می کنم و قطره ها مثل یک مار آروم آروم از درونم میان بیرون و من یه خرده درونم سبک تر میشه.


باید حواسم باشه تا قبل از این که سنگینی قطره ها اونقدر زیاد بشه که نتونم هیچ کاری بکنم سبکشون بکنم. چون قطره ها هر روز و هر شب وارد بدنم میشن اگه حواسم به خودم نباشه گاهی وسط هیاهو و شلوغی گاهی هم وقتی تنها هستم.


قطره ها از هر راهی خودشون رو به درونم می رسونند و خودشون رو وارد روحم می کنند. اولش متوجه ورودشون نمیشم یا متوجه میشم اما بهشون اهمیت نمیدم اما وقتی تعدادشون خیلی زیاد که میشه سنگینی و زیادی تعدادشون اذیتم می کنه و رنج میکشم اون وقته که مجبور میشم برای خلاص شدن از دست این قطره های مزاحم سمج دنبال یه راهی باشم یه راهی که یه کم سبک تر بشم هر چند می دونم که قطره ها بازم میان سراغم تا وقتی که زنده هستم و نفس میکشم.


باید ذهن و روحم رو از قطره های مزاحم خالی کنم. با نوشتن با حرف زدن با قدم زدن یا با هر کار دیگه ای که میشه ذهن رو خالی کرد.



آخرین مطالب این وبلاگ



Buy website Traffic
خرید اینترنتی قهوه
Buy Website Traffic Cheap