بیا و مرا در آغوش بگیر

» بیا و مرا در آغوش بگیر

بیا و مرا در آغوش بگیر


نزدیک تر بیا نزدیک تر این فاصله ها نگرانم می کنند

نزدیک تر بیا و مرا در آغوش خود بگیر نزدیک بیا و نسخه ی مرا تحویلم بده

نگران نباش نزدیک بیا و مرا در آغوشت بفشار

زندگی مرا در آغوش نگرفت تو بیا و مرا چنان در آغوشت بفشار که تمام رنج هایم را برای همیشه از یادم ببرم.


نزدیک تر بیا و بگذار از خودم جدا شوم من اکنون به حضور گرم تو احتیاج دارم اکنون که از همه چیز دل بریده ام و هیچ چیز مرا شگفت زده نمی کند تو می توانی آرامش را به من هدیه دهی آرامش ابدی.

نزدیک تر بیا تا لمست کنم و محکم در آغوشت بگیرم

تا کی می خواهی از من فاصله بگیری؟

به صدای درونم گوش بده من هر روز تو را بی صدا، صدا می زنم

اما تو سراغی از من نمی گیری کجا هستی من منتظرت هستم.


اکنون که جوانم بیا فردا که پیر شوم شاید برای آمدنت ذوق و شوقی نداشته باشم

اکنون به تو احتیاج دارم از من فاصله نگیر خودت را به من نشان بده

من تو را می خواهم احساس می کنم فقط و فقط تو می توانی حال مرا برای همیشه خوب کنی

به کمکت نیاز دارم عجله کن صبر کردن جایز نیست بیا و مرا با خود ببر.


همه از تو فرار می کنند و من تو را صدا می کنم و تو جوابم را نمی دهی

بیا و مرا در سکوتی عمیق غرق کن که از این همه هیاهوهای توخالی سنگین شده ام

بیا و تمام وجودم را از تمام دنیا خالی کن تا سبک شوم.

سکوتی عمیق فضایی خالی از هوا دیدی بی انتها غروبی زیبا

نابودی یا یک فراموشی


امروز را با شوق دیدن تو سپری می کنم و شب به امید این که تو به سراغم بیایی چشمانم را روی هم می گذارم باشد که صبح چشمانم را کنار تو و در آغوش تو باز کنم.

پیش از این منتظرم نگذار بیا و مرا در آغوش بگیر

تگ ها :   آرامش آغوش مرگ
آخرین مطالب این وبلاگ



Buy Website Traffic Cheap
Buy website Traffic
خرید اینترنتی قهوه